هوای ابری، سهامدارانی توفانی

سهام

تا به حال از خودتان پرسیده اید که چقدر خودتان را می شناسید؟ این سوالی است برای شروع مطلبی درخصوص سرمایه گذاری یا هواشناسی یا موضوعی مربوط به این دو مورد.

به طور یقین تا به حال با این عقاید برخورد کرده اید که سمبل ماه تولد هر شخص بر خلق و خوی آن فرد تأثیر می گذارد یا حتی ازدواج فردی از فلان ماه با فردی در ماه دیگر به دلیل منطبق نبودن سمبل ها با یکدیگر بدشگون است.

برخی به این عقاید ایمان دارند و برخی آنها را خرافاتی برای سرگرم بودن مردم می دانند اما در این مطلب در خصوص موضوعی بحث می کنیم که تحقیقاتی دانشگاهی را برای اثبات خود به یدک کشیده و بر پایه خرافات نیست.

هوای ابری، سهامدارانی توفانی

این مطلب بیانگر این است که چگونه وضعیت روحی یک سرمایه گذار در تصمیم گیری ها و رفتارهای سرمایه گذاری وی در بازار سرمایه تأثیرگذار خواهد بود.

ارتباطی که میان تابش نور خورشید و افزایش شاخص های بازار وجود دارد ممکن است در ابتدا یک فرضیه به نظر بیاید یا شاید یک خرافات دیگر برای سرگرم شدن، اما تجزیه و تحلیل قانع کننده توسط “میترا اختری” از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا، در پروژه ای با نام “ارزیابی مجدد تأثیرات آب و هوایی: قیمت سهام و آب و هوای وال استریت” این فرضیه را اثبات کرده است.

میترا اختری در این پروژه تحقیقاتی طی بررسی نظریه های مختلف و آزمون و خطا و اتمام تمامی مراحل یک پروژه به اثبات رسانده است که سهامدارانی که در وضعیت خلقی مناسب تری نسبت به دیگران قرار دارند و در واقع حال و حوصله بیشتری دارند کم تر ریسک می کنند در حالی که سهامدارانی که در حالت و وضعیت خلقی بدتری هستند و در واقع از حال و حوصله کمتری برخوردارند بیشتر تن به ریسک می دهند.

در این بین، بحث آب و هوا مطرح می شود. از آنجایی که تابش نور خورشید اکثرا روحیه و حال مردم را در نیویورک بهتر می کند و آب و هوای ابری مردم این شهر را کسل می کند، آب و هوا می تواند یک فاکتور برای انجام ریسک تلقی شود.

در این پروژه، اختری با انجام تجریه و تحلیل رگراسیون رابطه بین شرایط آب و هوایی در نیویورک و عملکرد سهامداران در بازار این کشور را به خصوص در شاخص صنعتی داوجونز بررسی کرده است و به این نتیجه رسیده است که تابش خورشید در نیویورک و عملکرد روزانه بازار از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۱۰ میلادی با هم رابطه ای مستقیم داشته است.

هوای ابری، سهامدارانی توفانی

 سهامداران احساسی، سهامداران عاقل

اما داستان باز هم ادامه دارد. ارتباط میان آب و هوا و بازدهی بازار سرمایه برای همه یکسان نیست این ارتباط وقتی محکم می شود که بیشتر سهامداران بازار را سهامداران حقیقی عجول و ناآگاه تشکیل دهند.

به این ترتیب، بنا بر نظریه اختری در این پروژه، در آب و هوای ابری و بارانی و گاهی برفی، سهامداران حقیقی، عجول و ناآگاه بیشتر بر اساس هیجانات و احساسات تصمیم می گیرند تا دیگر سهامداران.

سوالی که در این میان مطرح می شود این است که، چگونه خلق و خوی یک سهامدار حقیقی می تواند تأثیر معنا داری در عملکرد وی داشته باشد به خصوص در عصری که معروف به عصر جهانی شدن است و معاملاتی که با حجم بالا در دنیا داد و ستد می شود ؟!

جواب این است که، حتی یک حس یا واکنش فردی می تواند در تصمیم گیری تأثیر داشته باشد و این تصمیمات اگر بدون پشتوانه علمی باشد به معنای دیگر اگر بر اساس احساس باشد می تواند موجب انتخاب نادرست و افت سرمایه یک سهامدار شود.

در این پروژه، اختری، نیویورک و آب و هوا و بورس این شهر را نشانه گرفته و به عنوان محل آزمون و خطا انتخاب کرده است و در پایان به این نتیجه رسیده است که خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی که در نزدیکی بورس نیویورک قرار دارند در روزهایی که هوا ابری و بارانی است بیش از حد در خصوص آب و هوا خبر پخش می کنند و بدین ترتیب استرس مردم را بیشتر می کنند.

چتر، لازم نیست، آگاه باشید

این پروژه در نظر ندارد به سهامداران بگوید که در روز بارانی حتما چتر همراه داشته باشند، در واقع منظور این مطلب این است که شما شناخت بیشتری از خودتان داشته باشید و اگر یک سهامدار حقیقی هستید در نظر داشته باشید که در روزهای ابری از عملی کردن تصمیمات هیجانی خود پرهیز کنید تا دچار ضرر نشوید.

این مطلب به این معنا نیست که تحلیل های تکنیکال و فاندامتتال در روزهای بارانی نم می کشد، خیر، اما سهامداران باید در نظر داشته باشند که احساسات نقشی اساسی را در تصمیم گیری های آنها بر عهده دارد و کنترل احساسات در تصمیم گیری ها اقتصادی و استفاده از نیروی عقل می تواند باعث جبران ضررهای وارده شود.

ممکن است موقعیت پرریسک و کوتاه مدت کنونی که حتی به نظر سودآور است، در آینده موجب ضررهای جبران ناپذیری شود.

به این ترتیب، چکیده این مطلب این است که در تله هایی که برای خود ایجاد می کنید گرفتار نشوید و سعی کنید از دسته سهامداران هیجانی خارج شوید.

یقین داشته باشید که هیچ گاه در تجزیه و تحلیل های مردان و سهامدارانی بزرگ مثل وارن بافت در خصوص تأثیر آب و هوا چیزی نمی بینید اما همیشه این موضوع را در نظر داشته باشید که شما به عنوان یک سهامدار حقیقی نباید بر اساس احساس تصمیم بگیرید زیرا، تصمیمات احساسی همیشه شما را از حرفه ای ها عقب می اندازد.

استرس و هیجان را دور کنید

در این میان، لارن استارکی، نویسنده معروف کتاب های اقتصادی در خصوص نقش عواطف در تصمیم گیری های بزرگ معتقد است که،تصمیم‌گیری روندی نظام‌مند و آگاهانه است و به نظر می‌رسد که عواطف هیچ جایی در روند تصمیم‌گیری ندارند.

مثلا یک‌روز که در رستوران نشسته‌ایم یک‌ باره هوس می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم که بعد از غذا کیک سفارش دهیم؛ این درصورتی است که ما شدیدا نگران میزان کلسترل خونمان هستیم. یا مثلا فردا امتحان داریم و باید خودمان را آماده کنیم، اما تصمیم می‌گیریم که کل روز را با هم‌ کلاسی‌ های‌ مان فوتبال بازی کنیم.

فرقی نمی‌کند که تصمیم شما کوچک باشد یا بزرگ؛ فرقی نمی‌کند که می‌خواهید سهمی را بدون اطلاع و بر اساس احساسات بخرید یا این که تصمیم بگیرید با چای ‌تان بامیه بخورید؛ روند تصمیم‌ گیری در این هر دو مورد یکسان است.

روند سنجیده‌ تصمیم‌‌گیری  چند مرحله دارد.

۱- شناسایی مسئله

۲- تعریف مسئله

۳- مشاهده‌ی دقیق مسئله به جهت فهمیدن آن

۴- اجرای «فوران ایده‌ها» برای فهرست‌کردن راه‌حل‌های ممکن

۵- انتخاب یکی از راه‌حل‌ها و تعیین هدف

۶- برطرف‌کردن مسائل ریز و درشتی که سر راه سبز می‌شوند

۷- به کار بستن راه‌حل و ارزیابی نتیجه‌ی عمل

۸- تعیین این‌که آیا راه‌حل نیاز به اصلاح دارد یا این‌که باید کنارش گذاشت

۹- و دست‌آخر اگر نیاز بود تکرار روند از ابتدا.

دیدید که در هیچ‌کدام از این مراحل گفته نشد که چه احساسی به مسئله یا تصمیمتان دارید و عواطف شما چه نقشی در تصمیم‌گیری ایفا می‌کنند.

در این میان باید متذکر شد که، فشار و استرس  هم بر سلامت جسمی تأثیر می‌گذارد و هم بر سلامت ذهنی.

استرس می‌تواند توانایی ما برای انتقادی فکرکردن و روند تصمیم‌گیری را تحت تأثیر خود قرار دهد. نمی‌توان تمام موقعیت‌های استرس‌آور را تحت کنترل قرار داد؛ فشار ساعات کار، نداشتن اطلاعات، داشتن بیش ‌ازحد اطلاعات، و وجود انسان‌های پرخاش‌گر و عصبانی نمونه‌هایی از موقعیت‌های استرس‌ آوری است که ما هر روز چه بخواهیم چه نخواهیم با آن‌ها مواجه می‌شویم.

ما فقط می‌توانیم نحوه‌ روبه‌روشدن با موقعیت‌های استرس‌آور و نحوه‌ تأثیرگذاری آن‌ها را تحت کنترل قرار دهیم.

وقتی استرس زیادی را تحمل می کنید یا وقتی که نمی‌توانید موقعیت‌های استرس‌آور را تحمل کنید شیوه‌ی تصمیم‌گیری شما تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

بعضی از این تأثیرها عبارت‌اند از:

الف) ناتوانی در شناسایی یا فهمیدن مسئله.
وقتی دچار استرس هستیم به‌سختی می‌توانیم به مرکز اطلاعات دست یابیم. حافظه‌ی کوتاه‌ مدت ما دچار اختلال می‌شود و ممکن است چیزی را مسئله بدانید در صورتی که واقعا مسئله نباشد.

ب) فرآیند فوران ایده‌ها و مشکل شدن تعیین هدف.
وقتی نتوانیم مسئله را به‌طور صحیح شناسایی کنیم و نتوانیم تمرکز کنیم، ممکن است به راه‌ حلی سریع و غیرعقلانی برسیم. در آن شرایط ما فقط به فکر آینده‌ی نزدیک هستیم و بنابراین برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دشوار می‌شود و در اغلب موارد به سرعت راهی را انتخاب می‌کنیم.

ج) ناتوانی در دست‌یافتن به راه‌حل.
اگر در به‌دست‌آوردن اطلاعات دچار مشکل شویم، قادر نخواهیم بود که بفهمیم آیا راه‌ حل در نظر گرفته شده خوب عمل می‌کند یا نه. اگر به منافع کوتاه‌مدت‌تان فکر کنید دیگر قادر نخواهید بود که به پی‌آمدهای تصمیمتان فکر کنید.

شرکت‌کردن در یک حراجی کار استرس‌آوری است.

فرض کنید دو نفر به یک بشقاب چینی صدساله علاقمند هستند. این دو نفر یک نوع دیگر از همین بشقاب را در حراجی دیگری دیده‌اند به قیمت ۵۰هزار تومان. هر دو خریدار برای قیمتی که این بشقاب دارد سقف قیمتی در ذهنشان دارند. وقتی که حراج شروع می‌شود چند نفر قیمت می‌دهند و هیجان سراسر سالن را می‌گیرد و به‌اصطلاح «تب حراج» شروع می‌شود. کسی ۱۰۰هزار تومان پیشنهاد می‌دهد که آن دو خریدار می‌دانند دوبرابر قیمت اصلی بشقاب است. وقتی استرس وجود داشته باشد دلیل و منطق جای خود را به احساسات و عواطف می‌دهد.

برخی از تأثیراتی که استرس می‌تواند روی تصمیم‌گیری بگذارد :

برهم‌زدن تمرکز،

تضعیف حافظه‌ی کوتاه‌مدت،

تمرکز روی زمان حال،

فراموش‌کردن آینده،

دفعی قضاوت‌کردن،

دشواری دست‌یابی به مخزن اطلاعات،

و سخت‌تر شدن دست‌یابی به اطلاعات جدید.

مراقب «منیت» خود باشید

چند دوست تصمیم می‌گیرند که کوه‌نوردی کنند. همه‌ آن‌ها بی‌تجربه هستند، بنابراین مسیر آسانی را انتخاب می‌کنند. هنوز به نیمه‌ راه نرسیده‌اند که توفان می‌شود و بارش سیل‌آسایی آغاز می‌شود. اکثر این گروه تصمیم می‌گیرند که برگردند، اما دو نفر از آنها می‌خواهند ادامه دهند.

این دو نفر به آن «رفقای نیمه‌راه» می‌خندند و حتی توفان هم نمی‌تواند منصرفشان کند. این دو نفر به جای این‌که عقلانی فکر کنند، «منیت‌»شان تصمیم گرفته است تا قوی و نترس جلوه‌شان دهد.

متاسفانه آن‌ها هم خودشان را به خطر انداخته‌اند و هم کسانی که برای نجات آن‌ها می‌آیند.

همه باید نگاهی سالم به توانایی و قدرت و کمبودهای خویش داشته باشیم. دردسر وقتی تولید می‌شود که منیت انسان سر برافرازد و در روند تصمیم‌گیری مشارکت کند. تصمیم آن دو کوه‌نوردی که محدودیت‌های خویش را نادیده گرفتند و به کوه‌نوردی در آن شرایط خطرناک ادامه دادند مبتنی بر منیت بود.

سرمایه گذاران، تاجران و بازرگانان هم وقتی بر اساس منیت خویش تصمیم می‌گیرند به دردسر می‌افتند. برای مثال، یکی از مغازه‌دارهای یک مجتمع تجاری با این‌که مشکل پول نقد دارد و میزان فروشش افت کرده است، مبلغ ۲ میلیون تومان برای تاسیس یک وب‌گاه اینترنتی می‌پردازد و قصدش هم این است که نشان دهد تجارتش پر رونق است. او هم مانند آن دو کوه‌نورد بر اساس منیت خویش تصمیم گرفته است. در نتیجه، باید پول قرض بگیرد و اجاره‌ی وب‌گاه و مخارج جانبی دیگر را بپردازد و قادر نخواهد بود که ضروریات حرفه‌ی خویش را فراهم کند.

سهامدارانی که در بورس سرمایه گذاری می کنند نیز به این شکل دچار هیجان خرید و فروش می شوند، میان فعالان بازار شایعه ای می پیچد در خصوص فروش سهمی مزبور با اینکه شما به عنوان یک سهامدار از آینده شرکت خبر دارید باز هم مانند فردی که هیپنوتیزم شده باشد وارد صف فروش می شوید و به قول خود از دست سهم مزبور خلاص می شوید غافل از اینکه سهامدارانی آگاه با خرید آن در انتظار سود چشمگیر شرکت می نشینند. در واقع این سهامداران آگاه، آنهایی هستند که بر عقل خود بیش از احساس خود متکی بودند و توانستند از این طریق سود هنگفتی را کسب کنند.

این موضوع در خصوص خرید یک سهم نیز صدق می کند، یقین داشته باشید، سهامدارانی که بر اساس شایعه های منتشر شده یک سهم را می در آینده ضرر می کنند.

در بازار سهام هیچ چیز جای رفتار عقلانی را نمی گیرد.

مطالب مرتبط:

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *