logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

دسته بندي تحليل گران بازارهاي مالي و درجه مفيد بودن

دسته بندي تحليل گران بازارهاي مالي و درجه مفيد بودن
دسته بندي تحليل گران بازارهاي مالي و درجه مفيد بودن

چهار دسته تحليل گر بازار   دسته بندي تحليل گران برپايه محل كار آنها سازگاري جالبي با عمق و تاثیر گذاری تحليل آنها دارد. براين اساس من آنها را به چهار دسته تقسيم مي كنم: دسته اول، كساني كه در استخدام روزنامه ها، خبرگزاري ها يا تلويزيون هاي مختلف هستند كه اغلب به مخابره اخبار […]

e3

چهار دسته تحليل گر بازار

  دسته بندي تحليل گران برپايه محل كار آنها سازگاري جالبي با عمق و تاثیر گذاری تحليل آنها دارد. براين اساس من آنها را به چهار دسته تقسيم مي كنم:

دسته اول،

كساني كه در استخدام روزنامه ها، خبرگزاري ها يا تلويزيون هاي مختلف هستند كه اغلب به مخابره اخبار مي پردازند و عمدتا گذشته را تحليل مي كنند ولي تحليل محكمي از آينده ارائه نمي كنند.

دسته دوم،

تحليل گران شاغل در موسسات تحقيقاتي، مالي، بانك ها (نظير گلدمن *** يا آي ام اف)، و يا مجلات تخصصي (نظير economists or financial times) هستند كه تحليل محكمي از وضعيت موجود ارائه مي كنند ولي حرف چنداني در مورد آينده ندارند و آينده گويي هايشان اغلب موارد چند قدم عقب تر از بازار مي باشد. اين افراد اگرچه در خدمت بازار خاصي نيستند و چندان تخصصي عمل نمي كنند. ولي اطلاعات و تحليل هاي ارائه شده توسط آنها تا حدودي مفيد است ولي الزاما نمي تواند به كسب سود منتهي شود.

دسته سوم،

تحليل گران شاغل در موسسات تحقيقاتي تخصصي هستند كه به طور اخص در يك حوزه يا مقوله خاص متمركز مي شوند و از اينرو علاوه بر تحليل قوي وضعيت موجود، تحليل محكم تري نسبت به گروه هاي قبلي از روند آتي ارائه مي كنند. شمار زيادي از متقاضيان از محصول مشترك آنها استفاده مي كنند، اما با اين وجود، تحليل هاي آنها الزاما منتهي به سود نمي شود چرا كه همه مشتريان بر تحليل هاي آنها واقف هستند.

دسته چهارم،

تحليل گراني هستند كه از يك سو به طور اخص در يك حوزه خاص (يا كالاها، يا سهام مالي، يا سهام تكنولوژي، يا اقتصاد كلان)، متمركز هستند، و از سوي ديگر در خدمت شركت هاي سرمايه گذاري درگير در بازار فعاليت مي كنند. اين تحليل گران صرفا به تحليل آينده مي پردازند و همواره قدم به قدم بازار در حال حركت مي باشند. پر واضح است كه همه تحليل گران نيز گاه و بي گاه اشتباه مي كنند.  تحليل گران
تحليل گران مفيد و غير مفيد
اولين نكته اي كه بين دو گروه اول و حتي تا حدودي در گروه سوم تحليل گرهاي مالي (اعم از سهام، كالاها، ارز، و اقتصاد كلان) مشترك است پايبندي آنها به روند موجود در تعقيب بازار مي باشد. به اين معني كه اگر بازار در يك جهت خاص در حال حركت مي باشد،‌ به ندرت مي شود كه تحليل گري را پيدا كرد كه تحليلي برخلاف جهت بازار مي ده. به عنوان مثال، وقتي سهام يك شركتي خوب عمل مي كنه، اكثر تحليل گرها يكي پس از ديگري برآوردي قيمت آتي آن شركت را افزايش مي دهند، ولي همين كه قيمت شركت در حال كاهش باشه به سرعت برآوردهاي قيمتي هم كاهش پيدا مي كند. يعني اينكه اول بازار به يك سمت حركت مي كند بعد تحليل گرها از راه مي رسند. مثال هاي از اين دست خيلي زياد است. اين پديده را بارها و بارها از نزديك در مورد بازار نفت، گاز طبيعي، ارز، طلا، و بازار سهام مشاهده كرده و مي كنم.
اگر خواستيد كه تحليل گري را دنبال كنيد به دو سوال اساسي توجه كنيد:
اول، آيا وي متخصص تحليل وضعيت موجود (يا گذشته) است، يا تحليل هايش آينده نگر است؟
اگر فرد صرفا به ارائه تحليل هاي ظاهرا علمي-منطقي از گذشته و وضعيت موجود مبادرت كرده و از پيش بيني خبري نيست، پس تحليل گر مذكور را باد در زمره تحليل گران غير مفيد تقسيم بندي كنيد و او را براي ملاقات هاي كافي شاپي خود در نظر بگيريد. دوم، اگر با تحليل گذشته يا وضعيت موجود به يك پيش بيني يا ديدگاهي در مورد آينده مي رسد، به سادگي مي توانيد توصيه هاي او را تعقيب كرده و اگر به عنوان مثال، از 10 مورد، حداقل 6 مورد از توصيه هايش به واقعيت نزديك بود، پس مي توان ادعا كرد كه چون احتمال درستي پيش بيني او (يعني 60 درصد) از انداختن يك سكه (يعني 50 درصد) بيشتر است، پس مي توان به مفيد بودن او اذعان كرد.

نتیجه گیری

دو دسته اول تحليل گران تقريبا همواره با توجه به نوسانات ميان مدت (و حتي گاه كوتاه مدت) بازار تحليل هاي خود را بازبيني مي كنند چرا كه اغلب اطلاعات دقيق و محكمي در مورد مكانيسم هاي عملي ندارند و در بهترين حالت مباحث تئوريكي را به خوبي يادگرفته اند ولي به دليل عدم لمس عملي مباحث، تحليل هاي محكم آينده نگري ارائه نمي كنند. دو دسته آخر، علاوه بر مباحث تئوريكي،‌ تسلط عميقي بر مكانيسم هاي كاربردي و ريزه كاري هاي اجرايي دارند و از اينرو تحليل هاي پخته تري از وضعيت موجود، و همينطور از روند آتي ارائه مي كنند.
نتيجه اينكه تصميمات سرمايه گذاري خود را بر تحليل ها و اظهارنظر هاي دو گروه اول پايه گذاري نكنيد، و تحليل هاي افرادي را كه در مورد زمينه هاي مختلف اظهار نظر كرده و خود را در همه موارد صاحب نظر مي دانند ترجيحا جدي نگيريد.