logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

داستان پیرمرد با تجربه و تحلیل گر

داستان پیرمرد با تجربه و تحلیل گر
داستان پیرمرد با تجربه و تحلیل گر

مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر یک تکنیکالیست که سابقه کار زیادی نیز در بازار های مالی داشت استخدام شد. رییس او یک تریدر بسیار با تجربه و مسن بود. تریدر در مورد تحلیل تکنیکال چیز زیادی نمی دانست و تکنیکالیست را نیز برای همین استخدام کرده بود. او نیازی نمی دید که خودش […]

مرز بین تحلیل‌ گر و معامله گر

یک تکنیکالیست که سابقه کار زیادی نیز در بازار های مالی داشت استخدام شد. رییس او یک تریدر بسیار با تجربه و مسن بود. تریدر در مورد تحلیل تکنیکال چیز زیادی نمی دانست و تکنیکالیست را نیز برای همین استخدام کرده بود. او نیازی نمی دید که خودش پشت کامپیوتر بنشیند زیرا اصلا او کامپیوتر بلد نبود. تکنیکالیست او را در این زمینه یاری می کرد. تحلیل گر تازه‌ استخدام‌ شده هم که می‌خواست خودی نشان دهد و توانایی‌های خود را به رخ این پیر باتجربه بازار بکشاند، نقاط حمایت و مقاومت سهم را به رئیس خود نشان می‌داد. تحلیل‌ گر تکنیکال در حال توضیح اهمیت این نقاط به رئیس خود بود و با هیجان و اطمینان خاصی می‌گفت که در حال حاضر به هیچ وجه امکان ندارد بازار از این نقطه پایین‌تر برود و این موقعیتی بوده که من ساعتها بدنیال آن بودم. زمانی که بازار به آن نقطه رسید، معامله‌گر از تحلیل‌گر پرسید: «با این حساب بازار از این نقطه پایین‌تر نخواهد رفت، درست است؟» تحلیل‌ گر تکنیکال پاسخ داد «درست است. اینجا نقطه پایین بازار امروز است». در همین حال معامله‌گر مسن به او گفت «خوب نگاه کن» و تلفن را برداشت و سفارش فروش 2 میلیون واحد سویا را داد. در عرض 30 ثانیه بازار سویا به ازای واحد 10 سنت سقوط کرد. معامله‌گر نگاهی به چهره وحشت‌ زده تحلیل‌گر تکنیکال کرد و به آرامی پرسید :حالا به نظرت نقطه پایین بازار کجاست؟ سپس گفت هرکس دیگری هم این کاری که من کردم را می‌تواند بکند ولی نکته اصلی داستان همینجاست، وقوع هر اتفاقی ممکن است، ولی برای آن، وجود یک معامله‌گر کافیست. این حقیقت تلخ و سخت بازار است و تنها معامله‌گران موفق آنرا با آغوش باز پذیرفته‌اند.