logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

چرا در بازارهای مالی کال می شویم؟

چرا در بازارهای مالی کال می شویم؟
چرا در بازارهای مالی کال می شویم؟

استاد کارینا اعتقاد دارد که بیایان بهترین جایی است که میشود ذهن را از هر چیزی خالی کرد. به نظر او ” هیچ ” بهترین واژه برای بیایان است. خود او هر از چند گاهی به بیابان می رود و می گوید که انسان هر چند روز حتی کوتاه نیز به بیابان برود و ذهن […]

استاد کارینا اعتقاد دارد که بیایان بهترین جایی است که میشود ذهن را از هر چیزی خالی کرد. به نظر او " هیچ " بهترین واژه برای بیایان است. خود او هر از چند گاهی به بیابان می رود و می گوید که انسان هر چند روز حتی کوتاه نیز به بیابان برود و ذهن خود را از مشغله های روزگان پاک کند. بیابان انسان را از هیجانات دور می کند و اجازه درست فکر کردن را به او میدهد. کال مارجین اصطلاحی در فارکس است که معنای ان از دست دادن همه ثروت می شود. این کال مارجین یکی از اجزاء اصلی بازار های اهرمی ( یا دارای اهرم ) است. ( بازار دارای اهرم به بازار اطلاق می شود که شما می تواند با چندین برابر تا چند صد برابر موجودی فعلی خود ارز بخرید و بفروشید )

استاد کارینا و شروع کلاس:

علت کال شدن ساده است یعنی شما با توانی بیش از تحمل حساب خود وارد معامله شده اید لذا اگر حرکت بازار در خلاف پیش بینی شما پیش رود با چند کندل بالا و پایین شدن حساب شما صفر می شود. از این رو وقتی با حجم سنگین (اصلاحا با لاتیج بالا) وارد معامله ای می شوید این احتمال کال شدن هم افزایش می یابد. فرایند کال شدن شاید ساده باشد و حتی در کمتر از چند دقیقه اتفاق بیفتد ولی درمان و بر طرف کردن آن نیاز به ماهها و حتی سالها تمرین دارد. پروسه درمانی این مشکل دقیقا به پیچیدگی درمان سرطان است که نیاز به صبر و پیاده سازی درمان های خاص دارد. شما شاید در ظاهر مشکلی خاصی نداشته باشید ولی از بدترین بیماری معامله گری در حال رنج هستید و اگر آن را درمان نکنید ضررهای مالی کوچکترین پیامدهای منفی این سرطان برای شماست. تا اینجا صورت مسئله به خوبی بیان شد اما راه حل های کاربردی برای درمان این سرطان چیست.

راه درمانی اول:

در ابتدا کلن این تصور را از ذهن خود پاک کنید که یا مرگ یا آزادی، یا خیلی پول بدست می آورم، یا این پولم را نیز از دست میدهم. این فکر موذیانه دقیقا یعنی به چشم قمار به معاملات خود نگاه کردن است. پس اولین گام دوری از این ذهنیت هست که “باید خیلی سریع و با هر بهایی در این مارکت ثروتمند شد”. یک بازرگان و یک سرمایه گذار چیره دست هرگز سرمایه خود را در معرض ریسکهای خانه مان سوز قرار نمیدهد.

راه درمانی دوم:

اکانت معامله گری خود را شارژ کنید و آماده به معامله ولی معامله ای انجام ندهید، بگذارید قیمتها در مقابل چشمان شما بالا و پایین رود و شما با اینکه پول در حساب خود دارید معامله نمی کنید با این کار به ضمیر ناخوداگاه و آن بعد از شخصیت شما که میل به ضرر و خودسری دارد می فهمانید که افسار حساب دست شماست و هر موقع که لازم باشد معامله می کنید. گاهی وقت ها باید بدن و ذهن را از عادت گرفت چرا که عادت های نادرست خیلی زود در شما نهادینه و تبدیل به قسمتی از شخصیت شما میشود. و البته در معامله گری می تواند آثار سوء خیلی زیادی به همراه داشته باشد. روان شناسان می گویند: عادت ها سلسله رفتارهایی را شامل می شوند که به ما کمک کنند تا کمتر بیندیشیم و فعالیت های روزانه مان را سریعا انجام دهیم و فرصت های زمانی بیشتری را در اختیار داشته باشیم. اما از دگر سو آنان معتقدند که عادت، فعالیت تکرار شونده ای است که وابسته به هیچ منطقی نیست.
ساکنان ساحل، پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند، چه تلخ است قصه عادت
دانشجویان عزیزم شاخ و برگ دادن به این موضوع در حوصله این کلاس نیست ولی راههای زیاد وجود دارد برای تمرین کردن روی مقوله عادت، مثلا اگر مسیرهای مختلفی به خانه یا محل کار شما وجود دارد همیشه از یک مسیر نروید یا گاهی که بدنتان شدیدا عطش آب سرد دارد آب گرم بنوشید و از این شکل عادت شکنی ها.

راه درمانی سوم:

کل سرمایه ای که قصد دارید در مارکت سرمایه گذاری کنید را به چهار قسمت تقسیم کنید، مثلا اگر ده هزار دلار قصد سرمایه گذاری دارید فقط 25 درصد آن که معادل 2500 دلار است را وارد حساب معامله گری خود کنید. حال اگر توانستید با این مبلغ برای خود سودی بسازید و برای چند ماه متوالی ادامه داشت ( یعنی سود مستمر) اجازه دارید 25 درصد بعدی را به عنوان جایزه وارد حساب خود کنید در غیر اینصورت بصورت موقت از بازار خارج شوید و به تجدید روان و دانش خود بپردازید این عملا نوعی تنبیه برای شماست

راه درمانی چهارم:

من اعتقاد دارم ذهن یک معامله گر نسبت به قمار حس خوبی داره و از قمار لذت می بره و اگر ذهن را از این خواسته درونی دور کنیم می تواند نتایج نامناسبی را به همراه داشته باشد. فرض کنید شما معامله گری هستید که علاقه دارید در روز ده ها بار معامله کنید. خوب این به خودی خود رفتار نادرستی هست با ریسک بالا. افراد حرفه ای بصورت هفتگی و ماهیانه معامله می کنند و در گیر اسکالپ (یعنی نوک زدن به معاملات) نمی شوند. از آنجایی که شما عادت به این سبک معامله دارید به شما توصیه دارم دو حساب برای خود درست کنید یک حساب اصلی که در آن با حوصله و تامل معامله می کنید و حساب دیگر برای معاملات پر ریسک. چرا که اگر من به شما بگویم از فردا معاملات قمار گونه خود را کنار بگذارید کاری عملا دشوار است و ممکن است این فشار روانی در یک جا منفجر شود، و در یک موفعیت نامناسب و در حساب اصلی شما خودش را بروز دهد و منجر به ضررهای جبران ناپذیری گردد. لذا دو حساب داشته باشید تا بتوانید به آن قسمت از ذهن خود که عاشق قمار هست نیز جایی برای جولان بدهید این کار باعث می شود که حساب اصلی شما که مبلغ سنگین تری نیز در آن گذاشته اید از حملات قمار گونه معاملات شما محفوظ بماند. شما قطعا بعد از گذشت ماهها و یا حتی سالها به این درک خواهید رسید که کم کم باید معاملات قمار گونه خود را حذف کنید چرا که آن یکی حساب شما خود خبر از شرح واقعه می گوید و به آرامی رشد مناسبی کرده.

راه درمانی پنجم:

حد ضرر واجب ترین زره دفاعی شما در مارکت است. لذا به شدت به آن مقید باشید. کسی که حد ضرر ندارد یک تریدر ترسو هست چون از ضرر می ترسه چون نمی تونه ضرر را تحمل کنه و همیشه فکر می کنه ضررها جبران میشه. کسی که حد ضرر نمیزاره عملا این ریسک را قبول کرده که “ای قیمتها هر کجا بروید من هم با شما خواهم آمد”. حتی کسانی که حد ضرر ذهنی دارند نیز در اشتباه هستند چون وقتی ضرر رسید به منطقه ذهنی شما که باید معامله دستی بستی بشه ممکنه در معرض این وسوسه قرار بگیرید که کمی تسامح به خرج دهید و دامنه ضرر خود را وسیع تر کنید، و صد درصد این تیر خلاص به حساب شماست چرا که ضرر که از یک حدی بیشتر شد باعث میشود که معامله گر احساس دلسردی کند و حساب را به خیال واهی شاید روزی بازار برگردد، به حال خودش واگذار کند. و عزیزانم در 80 درصد مواقع بازار بر نمی گردد و تتمه پول شما نیز از بین میرود و ای کاش فقط پول از بین میرفت شما خیلی چیزهای دیگر را نیز در کنار آن از دست می دهید.

راه درمانی ششم:

مدیریت سرمایه یکی از راه کارهای اساسی جلوگیری از ضرر و کال شدن است. مدیریت سرمایه بحث سنگینی هست ولی اگر بخوام یه فرمول ساده از آن برای شما ارائه کنم تا از حساب خود محافظت کنید این است که به ازای هر 100 دلار موجودی در حساب خود شما مجاز هستید یک صدم لات معامله باز داشته باشید البته بعضی ها از این هم سخت گیر تر هستند ولی لزومی به این همه سخت گیری نیست. پس اگر یک حساب ده هزار دلاری را مدیریت می کنید نباید کل معاملات باز شما از یک لات فراتر برود در غیر اینصورت شما دارید روی لبه پرتگاه قدم میزنید.

راه درمانی هفتم:

فکر نکنید که این سود حق شما نیست. اکثر افراد چون کاملا از این کار راضی نیستند پول را به ندرت بیرون می کشند ذهن انها هم همکاریشان می کند و سود و احتمال زیاد سرمایه شان را به ضرر تبدیل می کند تا ان را به بازار بازگرداند. برای خود برنامه بچینید. مثلا اخر هر ماه هی چه قدر که سود کردید را چهار قسمت کنید ، یک قسمت را بگذارید بر روی سرمایه تان ، یک قسمت را برای تفریح خود خرج کنید ، یک قسمت را به عنوان درامد خود در نظر بگیرید و برای خود و خانواده مایحتاج را بخرید و قسمت اخر را برای روز مبادا بگذارید در جایی امن. به نظر من این روش بهترین روش استفاده از سود است. توجه داشته باشید که اگر این سرطان را درمان کنید در اینده ای نه چندان دور منتهی به ثروت ، سلامت روان و ارامش شما خواهد شد. در بازار سرمایه روان بسیار مهم تر از میزان علم است. حتی اگر شما فقط تحلیل تکنیکال را در حد ابتدایی بلد هستید اگر روان خود را کنترل کنید مطمئن باشید کال نمی شوید و در این بازار بزرگ ماندگار خواهید بود.