logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

کارینا و درسی از گری کاسپاروف

کارینا و درسی از گری کاسپاروف
کارینا و درسی از گری کاسپاروف

اعتقاد استاد کارینا بر این است که طبیعت بهترین مکان برای از بین بردن ناراحتی های روحی و ذهنی می باشد بدون اینکه انتظاراتی داشته باشد. در این میان یکی از شاگردان ایشان موقعیت را خوب می یابد و میرود تا با استاد سخنی داشته باشد. کمی صحبت می کنند سپس شاگرد تکه کاغذی را […]

اعتقاد استاد کارینا بر این است که طبیعت بهترین مکان برای از بین بردن ناراحتی های روحی و ذهنی می باشد بدون اینکه انتظاراتی داشته باشد. در این میان یکی از شاگردان ایشان موقعیت را خوب می یابد و میرود تا با استاد سخنی داشته باشد. کمی صحبت می کنند سپس شاگرد تکه کاغذی را در میاورد و می گوید که اخرین تحلیل اوست و میخواهد تا نظر استاد را بداند. استاد کارینا کاغذ را نگاه می کند و به زمین می اندازد و مقداری ماسه بر روی ان می ریزید. شاگرد بسیار تعجب می کند و علت را سوال می کند. کارینا جواب می دهد تحلیل تو انبوهی از الگو های هارمونیک ، انواع خطوط روند ماژور و مینور ، سطوح PRZ ، الیوت و ... می باشد و در ضمن از سیستم ایچیموکو نیز استفاده کردی منتها من در تحلیل تو اثری از قیمت ندیدم. قیمت مهمترین و اصلی ترین جزء بازار است پس کجاست؟ کارینا خاطره ای را براس شاگردش تعریف می کند. در یک مهمانی با گری کاسپاروف ( اعجوبه و قهرمان شطرنج دنیا ) اشنا شدم. خاطره از خود تعریف کرد که نظر مرا به معامله گری تغییر داد: من در یک بازی شطرنج به یک آماتور باختم، آری گری کاسپاروف معروف به یک آماتور باخته بود، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند و او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم، آنقدر در پی حرکت های او بودم و دنبال رو مسیر او شدم، که مهره های خودم را گم کردم، بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر مهارت نداشتن بود و فقط مهره ها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشه ای بودم که وجود نداشت، بازی را باختم اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که تمام حرکت ها از سر حیله نیست، حرکت های ساده را باور نداریم و به دنبال نقشه هایش میگردیم، آنجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ….‌ آری بعد از این داستان که گری تعریف کرد من روزها در فکر بودم و این آغازی بود برای تحول فکری من و نوع نگرشم به مارکت. تو هم به جای این نقاشی ها کمی چارت را ساده تر ببین، و به رفتار و آرایش قیمت توجه کن. البته به تو می گویم که ابزار هایی که استفاده کردی را رد نمی کنم منتها توجه داشته باش که اگر در جای مناسب استفاده نشود تو را از راه اصلی دور می کند.

بازار چیز بسیار ساده ای است. اینقدر انرا پیچیده نکن.

من چندین سال طول کشید تا به این موضوع برسم. امید دارم که تا تو زود تر به این نتیجه برسی. لبحندی زد و به او گفت زمانی که هم سن تو بودم هیچکس نبود که معامله کردن را به من یاد بدهد ولی تو هیچین کسی را داری. هدف من این است که پولی از این بازار بدست اید و به ارامش خاطر یک خانواده از نظر مالی کمک کند و چراغ خانه ای روش شود. هدف معنوی من این است. حال برو و کاغذت را بردار و قابش کن. امروز را یادت باشد و فراموش نکن.