logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر

تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر
تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر

    تفاوت متعددی در بین یک معامله‌گر و یک تحلیلگر بازار موجود است . تحلیلگران به کشف حقایق می پردازند و معامله‌گران به مدیر ریسک . این دو گروه مهارت یک جهان از نیز فاصله‌دارند . تجربه‌ام اثبات کرده اشخاصی که تلاش می‌نمایند در عین معامله‌گر بودن , تحلیلگر نیز باشند معمولاً در سفت […]

تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر     تفاوت متعددی در بین یک معامله‌گر و یک تحلیلگر بازار موجود است . تحلیلگران به کشف حقایق می پردازند و معامله‌گران به مدیر ریسک . این دو گروه مهارت یک جهان از نیز فاصله‌دارند . تجربه‌ام اثبات کرده اشخاصی که تلاش می‌نمایند در عین معامله‌گر بودن , تحلیلگر نیز باشند معمولاً در سفت تصاحب کردن هر دو سمت ریسمان ناکامی می‌خورند . ● یک تحلیلگر و یک معامله‌گر بضاعت و توان همیاری با یکدیگر را دارا هستند , البته قطعاً نقش آنان متعدد است . یک معامله‌گر پول به بازار تزریق مینماید و همت خویش را به‌سادگی اندازه‌گیری مینماید ; ولی انگیزه دارای اهمیت یک تحلیلگر ادراک و کشف آن چیزی است که احتمالا در بازارها صورت دهد . وی حقایق را اندازه‌گیری می کند . ● یک تحلیلگر قضاوت غلط خویش را «ضعف بازار» می‌نامد . { این سهام پتانسیل سود بالائی داره , اما بازار بهش توجهی نمیکنه} ● یک معامله‌گر هنگام خطا , معاملۀ خویش را می‌بندد و در راستای مجال معاملاتی بعدی تکان می کند . امیدوارم زخم مقداری چشم باشد!! نادرست , فرض کلیدی برای یک معامله‌گر است . یک معامله‌گر هنگامی که نادرست میکند و از بازار بیرون می‌گردد , مایل است به‌اشتباه خویش اعتراف نماید ; البته تحلیل‌گر به شرایط معاملاتی بازکردۀ خویش می‌چسبد تا تنها نشان دهد که صحیح گفته است!!! {من گفته بودم این‌طوری میشه , شما گوش نکردی!} ● یک معامله‌گر می بایست به هر هشداری برخورد نشان دهد و قواعد معاملاتی وی میگوید : به خبرها اعتنا کن . بخش اعظمی از تحلیل‌گران با بازار همراه می شوند و به‌جای سعی برای کسب سود در تلاش‌اند تا سخن خویش را به ثابت برسانند . { وقت دوچندان متعددی را برای یاداوری پیش‌بینی‌های صحیح خویش به بقیه افراد صرف می‌کند} . به همین بهانه آنها معامله‌ای ضرروزیان آبادی را برای مدام نگه می‌دارند . چراکه خروج آنها از خرید و فروش با ضرروزیان , آن‌ها‌را بدون چاره به اعتراف اشتباهشان می‌کند!!! {من مطمئنم این سهام برمی گرده! چه بسا درصورتی که 50 % درصد دیگِ بریزه اینجانب بفروش نیستم , زیرا بدین سهم و ارزیابی خودم ایمان‌دارم} ● تحلیل‌گران به مطالعۀ صنعت های , شرکت‌ها و حالت اقتصادی میپردازند . معامله‌گران ( دست‌کم بیشتر معامله‌گران ) , به مطالعۀ خلق و خوی قیمت‌ها میپردازند و کمتر به ارزش کمپانی اهمیت میدهند . {گاهی وقت ها سهام یک کمپانی ضرر آبادی 3 برابر میگردد و سهام یک کمپانی سود روستا یک‌ سوم . مطمئناً بعضا از تحلیل‌گران ( به‌خصوص تحلیل‌گران بنیادی ) در آن سهام ضرروزیان قریه به هزاران علت وارد نمی شوند و مجال کسب سود را از دست می‌دهند} ● هنگامی‌که یک تحلیلگر لحاظ خویش را راجع به سهام یا این که موقعیت کلی بازار تغییر تحول می دهد , آن را «تجدیدنظر در پیش‌بینی با دقت به تغییر و تحول دست اندرکاران بنیادی» اسم می‌نهد . وقتی‌که یک معامله‌گر نگرش خویش را در زمینه ی خرید و فروش تغییر‌و تحول می دهد , آن را «انعطاف‌پذیری برای مراقبت سرمایه و بقا» خطاب می کند .     تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر     اینجانب یک چارتیست کلاسیک هستم . اینجانب به نمودارها به‌عنوان یک ابزار معاملاتی نگاه می کنم , خیر روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها . اینجانب یقین نمیکنم که نمودارها بتواند آیندۀ بها را دقیقاً پیش‌بینی نماید . اینجانب معتقدم که نمودارها می توانند فرصت‌های منحصربه‌فردی با نسبت راندمان بالقوه به ریسک قلیل مهیا نمایند . به لحاظ اینجانب این صرفا بها حقیقی وواقعی نمودارها است . ایدۀ ساخت سناریوهای بزرگ اقتصادی بر اساس یک نمودار کاملاً مسخره است . حقیقت این است که بخش اعظمی از آرایش‌های نموداری به‌خصوص الگوهای نموداری با مدت‌زمان کوتاه‌تر به موفقیت مناسب نمیرسند . به همین منظور است که بخش اعظمی از معامله‌گران تازه‌کار از نمودارها استعمال می‌نمایند و بعد از مدتی داعیه میکنند که نمودارها سعی اضطراری را ندارد . الگوهای نموداری ناکام می گردند و ظواهر آنان تدریجاً به الگوهای نموداری تازه و بزرگ‌تر بدل می شود و این رخداد مجدد و مجدد و مجدد صورت میدهد . اینجانب این فرآیند را «بازتعریف نمودار» اسم نهاده‌ام . بازه همۀ الگوهای نموداری عظیم از 6 تا 12 ماه است که از ده‌ها الگوی روزانۀ کوتاه‌مدت و صدها سرمشق با مقیاس هنگامی کوچک‌تر که عمدتاً شکست‌خورده‌اند ساخته‌شده است . درنهایت یک الگوی نموداری بالغ می‌گردد و یک زمان بزرگ سودآوری آماده می شود . این فرصتی است که درپی آن هستم . اینجانب در پی نمودارهای یگانه با نسبت راندمان به ریسک 2 به 1 , یا این که 4 به 1 یا این که چه بسا فراتر هستم . اینجانب مطمئن نیستم که بها در روز ها و هفته‌های پیش رو چه عملکردی دارااست ; البته مطمئن هستم این نسبت راندمان به ریسک نتیجه ها مثبتی به ارمغان خواهد آورد . یکی سختی ها خیالی یک معامله‌گر تازه‌کار , رابطه در بین حقیقت یک بازار و کسب سود در یک عملیات معاملاتی است . این دو از نیز منفصل می باشند