logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

داستان معامله گر و مورچه

داستان معامله گر و مورچه
داستان معامله گر و مورچه

  روزی مدرس کارینا در اکنون گام زدن در لبه حاشیه دریا دریا بود که یک کدام از شاگردان اون که سالها قبلی دانشجوی وی بود از پشت به کتف معلم و زد و اظهار کرد درود مدرس منو به یاد دارید و … . . خلاصه بعد از آن مقداری اوضاع و احوال پرسی […]

داستان معامله گر و مورچه   روزی مدرس کارینا در اکنون گام زدن در لبه حاشیه دریا دریا بود که یک کدام از شاگردان اون که سالها قبلی دانشجوی وی بود از پشت به کتف معلم و زد و اظهار کرد درود مدرس منو به یاد دارید و … . . خلاصه بعد از آن مقداری اوضاع و احوال پرسی دانش جو پرسید مدرس اکنون دو سال است که به خرید و فروش گری مشغولم اما هرچه کارایی می‌کنم جلو نمی افتم خیر که بیان کنم سود نمی‌کنم اما ضررهایم هم خیلی دوچندان است و به یکباره تمام سودهای اینجانب با یک داد و ستد اشتباه محو می شود .     داستان معامله گر و مورچه   مدرس کارینا خاطرنشان کرد پسرم اذن بده داستانی برای تو تعریف کنم : قطره ای عسل بر زمین زمین خورد , مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود ولی طعم ی عسل برایش اعجاب انگیز بود , پس رجوع و جرعه ای دیگر نوشید…… گشوده اراده رفتن کرد , البته شم کرد که میل کردن از یک قطره عسل کفایت نمیکند و طعم حقیقی و واقعی را نمی دهد , پس بر آن شد تا خویش را در ظرف عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد…… مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد…… البته ( افسوس ) که نتوانست از آن بیرون شود , پاهایش کم آب و بی جان شده بود و بضاعت و توان جنبش نداشت درین حالا ماند تا آنکه نهایتا مرد . حالا پسرم داد و ستد گری نیز به مثل همین عسل است در حالتی که به نوشیدن یه خرده از آن اکتفا نکنی و مداوم خرید و فروش کنی و به آرزو چشیدن شیرینی های بیشتر خویش را غرق در داد و ستد گری کنی و حجم های سنگین وزن سوای مدیر سرمایه به آرزو چشیدن شهد بیشتر بزنی در غایت مثل آن مورچه هلاک خواهی شد . یک خرید و فروش گر زرنگ بی تردید ضرر و زیان داراست اما اذن نمیدهد طوری زخمی شود که دیگر نتواند بلند شود .