logo
ads
سفارش طراحی انواع اکسپرت و اندیکاتور
search

از بین هزاران مقاله ما جستجو کنید...

مجموعه آموزشی جامع فارکس

داستان معامله گر و بزرگراه شلوغ

داستان معامله گر و بزرگراه شلوغ
داستان معامله گر و بزرگراه شلوغ

    روزی مدرس کارینا تصمیم می‌گیرد درس بزرگی را به شاگردانش یاد دهد . وی با عده ای از دانشجویانش به حومه شهر میروند , در کنار پهن ترین و به هم ریخته ترین بزرگراه سرزمین جایی که صدها اتومبیل با سرعت های فوق العاده بالا از کنار شما رد می گردند , یک […]

داستان معامله گر و بزرگراه شلوغ     روزی مدرس کارینا تصمیم می‌گیرد درس بزرگی را به شاگردانش یاد دهد . وی با عده ای از دانشجویانش به حومه شهر میروند , در کنار پهن ترین و به هم ریخته ترین بزرگراه سرزمین جایی که صدها اتومبیل با سرعت های فوق العاده بالا از کنار شما رد می گردند , یک بزرگراه عریض با رفت وآمد بالا . کلیه دانشجو ها از این مبادرت کارینا شگفت‌زده می گردند , در‌این اکنون کارینا دست ارزیابی خویش را خارج می‌آورد و مبلغ قریه هزار دلار روی آن می نویسد و پس از امضا کردن سنگی بین آن می‌گذارد و به آن سوی بزرگ راه پرتاب می نماید . کارینا به دانشجویانش می گوید هرکسی که بتواند به آنطرف اتوبان برود و نظارت را بردارد اذن دارااست مبلغ آنرا انتقاد نماید . همگی با چشمانی خیره کننده به یکدیگر نگاه می نمایند در‌این اکنون کارینا رو به دانشجوی ارشد می نماید و در گوش وی می گوید مواظب باش کسی عمل احمقانه ای انجام ندهد . آن‌گاه به منتخب میرود و استارت به کشیدن پیپ خویش می نماید . دانشجو یان که به خاطر این که این فعالیت راحتی خواهد بود و به زودی مبلغ متعددی را به جیب می زنند مسئله را بی آلایش می‌گیرند اما هربار که هر یک قصد عبور از بزرگ راه را داشت با بوق ممتد خودرو ها و یا این که ترمز شدید آن‌ها مواجه و در غایت منصرف میشدند چه بسا یکی دو نفر از دانشجو ها که قصد انجام عمل خطرناکی را داشتند به پیشنهاد سایر منصرف شدند . ساعت‌ها گذشت اما هنوز کسی نتوانسته بود غالب شود , جمع ای نیز به تصور جستن محلی امن خیس برای عبور از اتوبان به زیر خیس رفته بودند اما از آنان هم خبری نشده بود .   داستان معامله گر و بزرگراه شلوغ   خرید و فروش گر و بزرگ راه درین فی مابین یک کدام از دانشجوها در یک لحظه یگانه توانست خویش را به اواسط منش برساند اما با بوق شدید یک تریلی 18 چرخ با وحشت تمام از ادامه شیوه منصرف می شود . 5 ساعت از کارایی و توقع پیشین بود و همگی خسته در کناری نشسته بودند و نای بلند شدن نداشتند . در‌این درحال حاضر کارینا با گام های پر سرعت به آنسوی بزرگ راه میرود و صفحه آنالیز را بر میدارد و گشوده میشود . دانشجو یان خسته متوجه این فعالیت کارینا نشدند و زمانی که استادشان در مقابلشان ایستاد نو فهمیدند وی ارزیابی را برداشته . کارینا به دانشجویانش می گوید اینجانب درین امتحان طمع شمارا به بالاترین حد خویش در بوته تست گذاشتم اما از جایی که ایمان داشتم طینت بشر کم طاقت است می دانستم کسی از شما نمی تواند بدین پول رسد . شما خودتان را دوچندان خسته کردید البته اینجانب با وقار نشسته بودم و معطل فرا وصال سا‌عتها کم حجم شدن عبور و مرور شدم و به تپیه بالا رفتم تا از آسانسور اتوبان مشرفیت داشته باشم و در یک لحظه مختص با وقار از اتوبان عبور کردم و تحلیل را برداشتم . همین زمینه هنگامی که اینجانب در سال 1981 با وارن بافت و تنی چند از دوستان خوب مشترکمان به تفریح رفته بودیم اتفاق افتاد , ما به لب جوی بار آبی رنگ رسیدیم که مقداری پهن بود و بایستی به آن طرف می پریدیم , عالی اینجانب پریدم اما استخوان کناری پایم مضاعف در گرفت اما دیدم وارن با طاقت و با متانت به پاره ای دورتر رفته بود و جایی که جوی بار باریک می شد راحت و گام زنان از آن عبور کرده بود . اینجا بود که اینجانب درس بزرگ دیگری را در خرید و فروش گری یاد گرفته بودم , بله درس طاقت . ( فراچارت : داده ها جامعی از وارن بافت در کتاب گلوله برفی به چاپ رسیده ) این آموخته را روز جاری با شما به صورت دیگری اجرا کردم ولی پاره ای خطرناک خیس که شما با یه خرده طاقت و تیز هوشی می توانستید به جای خسته کردن خویش چکیده بنشینید و به مثل اینجانب درانتظار شرایط مطلوب باشید . بازارهای مالی نظیر همین اتوبان نامرتب و مالامال رفت وآمد است و در شرایطی که بخواهی برای کسب گنج از آن بی گدار به آب بزنید محکوم به نابودی می‌باشید . عملکرد های متوالی در بازارهای مالی برای کسب پول شما از مسیر حساس مارکت بدور مینماید در شرایطی که حوصله و تحمل و توقع کشیدن برای تشکیل نقاط مطلوب برای ورود به بازار از اهمیت بیشتری بر خوردار است . یادگرفتن دارای اهمیت اینجانب برای شما شکیبایی بود