آيا اوراق مشارکت ، يک ورقه بهادار اسلامي است؟

آيا اوراق مشارکت ، يک ورقه بهادار اسلامي است

 

 

 

 

 

 

 

 

یکي از سؤالiهایی که  امکان داره درخصوص اوراق مشارکت براي خيلي از  افراد در جامعه ما پيش بياد اينه که با توجه به اينکه سود اين اوراق ، تضمين شده هست  آيا سرمايه‌گذاري در آنها اشکال شرعي ندارد؟ چه تفاوتي ميان اوراق مشارکت که در ايران و برخي کشورهاي اسلامي منتشر مي‌شود، با اوراق قرضه که در ساير کشورها منتشر مي‌شود وجود دارد درصورتي‌که در هر دو نوع اوراق، سود تضمين‌شده به سرمايه‌گذاران پرداخت مي‌شود؟ در اين بخش، قصد داريم به اين سؤالات پاسخ دهيم.

براي پاسخ به اين سؤال بايد توجه كنيم كه دريافت هر نوع سود تضمين‌شده غير شرعي نيست. به عبارت ديگر برخي از سودهاي تضمين‌شده مشكل شرعي دارند اما برخي ديگر بي‌اشكال هستند. براي روشن‌شدن بحث، بايد به تفاوت‌هاي بين اوراق مشاركت و اوراق قرضه توجه كنيم.

اگر به‌خاطر داشته باشيد، در توضيح اوراق مشارکت گفتيم که سرمايه‌گذار، با خريد اوراق مشارکت، در پروژه معيني مثل احداث جاده، نيروگاه و… مشارکت کرده و طبيعتا، در سود آن پروژه سهيم خواهد شد. بنابراين، پشتوانـه اوراق مشارکت، يک دارايـي مشخص، مثل نيروگاه، جاده، سـد و يا يک خط توليـد است. اما در اوراق قرضه، اين چنيـن نيست. از اسم اين اوراق هم مشخص است كه منتشرکننده اوراق از سرمايه‌گذار، پول قرض مي‌کند، اما اين که اين پول با چه هدفي و براي چه کاري قرض مي‌شود، مشخص نيست. بنابراين، خريدار اوراق قرضه در واقع، پول خود را بابت کاري که نمي‌داند چيست، در اختيار منتشرکننده اوراق قرار داده و ناشر اوراق نيز به وي، سـود مي‌پردازد.

اين اولين نكته‌اي است كه اوراق قرضه را غير شرعي مي‌كند؛ چرا كه براساس تعاليم اسلامي، ربـا که يکي از بزرگترين گناهان به شمار مي‌رود، زماني اتفاق مي‌افتد که فردي، چيزي (اعم از پول يا غير از آن) را به کسي قرض دهد و شرط کند که هنگام پس دادن، بايد بيشتر از اصل سرمايـه را به وي بازگرداند. مثلا فردي ۱۰۰ هزار تومان به کسي قرض دهد و شرط کند که هنگام پس‌دادن پول، بايد ۱۲۰ هزار تومان به وي بازگرداند. آنچه که در اوراق قرضه اتفاق مي‌افتد، دقيقا همين حالت است اما در اوراق مشارکت چنين چيزي رخ نمي‌دهد؛ زيرا سرمايه‌گذار با خريد اوراق مشارکت، در ايجاد و يا توسعه يک دارايي معين، مثل سد، جاده و… مشارکت کرده و سودي که دريافت مي‌کند، بابت مشارکت در اين کار است؛ امري که از لحاظ شرعي نه‌تنها اشکالي ندارد، بلکه پسنديده نيز هست.

دومين مساله اين است كه در اوراق قرضه مشخص نيست که منتشرکننده (ناشر) اين اوراق، پول را براي چه کاري صرف خواهد کرد. چه بسا پول ناشي از فروش اوراق قرضه، صرف کارهايـي شود که ازنظر اسلام، جايز نيست اما در اوراق مشارکت، پروژه‌اي که قرار است تأمين مالي براي آن انجام شود، کاملا مشخص و مورد تأئيد بوده و به سرمايه‌گذاران از قبل، اعلام مي‌شـود.

بد نيست به اين نکته هم اشاره کنيم که براي انتشار اوراق مشارکت، شرکت يا دستگاهي که قصد انتشار اين اوراق را دارد، ابتدا بايد طرح توجيه اقتصادي درباره پروژه‌اي که قرار است اوراق مذکور، براي تأمين مالي آن منتشر شود، تهيه نمايد. تنها درصورت تأئيد اين طرح توسط نهادهاي مربوط مثل بانک مرکزي و سازمان بورس، شرکت اجازه انتشار اوراق مشارکت را خواهد داشت. همچنين نرخ سود علي‌الحساب اوراق مشارکت نيز براساس طرح توجيه اقتصادي و البته، در چارچوب سياست‌هاي پولي و مالي کشور، تعييـن و به سرمايه‌گذاران اعلام مي‌شود. بدين ترتيب مشخص است كه نظارت لازم بر اين مساله از سوي نهادهاي مسؤول صورت مي‌گيرد.

h0

مجددا يادآور مي‌شود

ناشر اوراق مشارکت بايد پس از پايان طرح و در سررسيد نهايي اوراق، سود قطعي طرح را محاسبه کرده و درصورتي که سود قطعي از سود پرداختي به سرمايه‌گذاران بيشتر باشد، مابه‌التفاوت را به آنان پرداخت نمايد. البته، درصورتي که سود قطعي پروژه، از سود علي‌الحساب پرداختي کمتر باشد، جبران مابه‌التفاوت برعهده ضامن اوراق اوراق مشارکت بوده و ضرر و زياني از اين بابت، متوجه خريدار اين اوراق نيست.

    ارسال دیدگاه

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *

    5 × 1 =