مفهوم معامله گر «خوب» و معامله گر «بد»

مفهوم معامله گر «خوب» و معامله گر «بد»

 

از عهد روانشناس و کارشناس پررنگ معاملات دکتر معالج فان تارپ , چنین مندرج شده‌است :

بگذارید این نصیب را با یک روایت آغاز کنم ; فکر کنید که دو اخوی دوقلو داریم که هر دو معامله‌گر میباشند و از هر جنبه شباهت‌های بخش اعظمی با یکدیگر دارا‌هستند . هر دوی آنان سیستم معاملاتی , قانون ها ورود و خروج و همینطور شیوه مدیر سرمایه ( پول ) یکسانی را به فعالیت میبرند . هر دوی آن ها با میزان یکسانی از سرمایه فعالیت خویش را آغاز می نمایند , با یک کارگزار عمل می نمایند و سیگنال‌های خرید یکسانی را از منابع گوناگون اخذ می کنند .

بعد از دو ماه خرید و فروش , حتما توقع دارید که‌این دو اخوی دوقلو به صلاح یکسانی دست یابند . با این وجود , متوجه می شوید که یکی‌از این دو اخوی به ۳۰ درصد سود و دیگری به فقط ۱۰ درصد سود دست یافته است . پس چه علتی است که یک کدام از این دو معامله‌گر را پیروز و کار دیگری را خیر چندان پیروز کرده است؟

جواب این سوال وجود تفاوت در «روانشناسی معاملاتی» این دو شخص است . هر میزان نیز که‌این دو شخص به یکدیگر مشابه باشند , نباید از یاد موفقیت که نهایتا اینها دارنده شناخت‌های متفاوتی میباشند و به این ترتیب به شیوه‌های متفاوتی می پندارند . یکی این دو شخص شاید بیشتراز مقدار حریص یا این که ترسو باشد و سودهای به دست آمده خویش را کاهش دهد یا این که این‌که اذن دهد ضررها بیشتر شوند , این در حالی است که احتمالا شخص دیگر تعهد محکمی به پیروی از راهکار خویش داشته باشد و در فیض سود بیشتری پیروز شود .

این که یک شخص چه گونه می‌پندارد , نقش مهمی در شیوه معاملاتی وی و نتیجه ها آن بازی می نماید . بر این پایه , می‌توان دو مدل از معامله‌گران را از یکدیگر جدا کرد :

● معامله‌گر «خوب» کسی است که به شیوه‌های آزموده شده و از پیش مصرف شده احترام بگذارد و به آنان پایبندی بی نقص داشته باشد .

● معامله‌گر «بد» کسی است که به احساسات خویش اذن دهد تصمیم بگیرند که او چه هنگامی و چه گونه به داد و ستد میپردازد . این روش به انجام ناپایدار و ناهمخوان معاملات و نهایتا به ناکامی می‌انجامد . فان تارپ نقش و اهمیت روانشناسی معاملات را به طور یک نمودار دایره ای صورت به تصویر میکشد . او اجزای تشکیل دهنده معامله‌گری را به سه حوزه متعدد سیستم معاملاتی , مدیر سرمایه ( پول ) و روانشناسی معامله‌گری تقسیم‌بندی می کند .

درین نمودار , نقش روانشناسی معاملات از مجموع نقش دو استدلال دیگر بیشتر نشان داده شده‌است . بضاعت و توان روانشناختی بدون شک مهم ترین دلیلی است که برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر برنده بایستی آن را رشد دهید .

چرخه احساسات داد و ستد گران ( پزشک فان تارپ ) همراه با نوسانات سینوسی بها بازار

 

 

مفهوم معامله گر «خوب» و معامله گر «بد»

 

 

 

چرخه احساسات خرید و فروش گران ( پزشک معالج فان تارپ ) همراه با نوسانات سینوسی بها بازار ( ترجمه )

روانشناسی چیست؟

روانشناسی عبارت است از مطالعه فرآیندهای خیالی و اخلاق در حالت گوناگون . این فرآیندها در بافت معاملات و بازار عواملی از قبیل ذهن ها , احساسات , انگیزه‌ها , واهمه , طمع , کبر , خودبزرگ بینی و امیدواری را در بر میگیرند . نمونه‌های مشخصی از این که یک شخص زیر تاثیر احساسات خویش کار می کند مشتمل بر هنگامی که او حالت سپرده گذاری خویش را خیلی زود یا این که خیلی دیر می‌بندد می‌گردد .

نکته
نگه داشتن یک سهم برای بازه خیلی طولانی در واقع مفهومی است که در روانشناسی به آن «اجتناب از زیان» میگویند . بدین مفهوم که معامله‌گر بیشتر رغبت داراست ضرر نکند , تا این که بخواهد کسب سود کند . این عکس العمل احساساتی در سرشت انسان‌ها گذارده شده‌است . در زمینه‌ی داد و ستد , این پدیده به‌این معناست که هنگام مواجهه با یک فرایند روبه پایین که هنوز نیز بها در اکنون ذیل رفتن است , معامله‌گر سهم خویش را به خاطر تنفر از زیان‌وضرر نگاه میدارد به‌این آرزو که ارزش در جهت بالا گشوده خواهد گشت و بدین این راه ضرر بیشتری را متحمل می گردد ; اما در اکثری مورد ها ارزش هیچ گاه به سطح ها نخستین گشوده نمیگردد .
گهگاه نیز معنا اجتناب از ضرر , سبب می گردد معامله‌گر حالت سپرده گذاری خویش را خیلی زود ببندد . در واقع وی با دیدن اندازه پاره ای سود می‌ترسد که سود کم به دست آمده را از دست بدهد و سهام خویش را می فروشد . گهگاه هم معامله‌گران رفتارهای غیر منطقی دیگری از خویش نشان میدهند . برای مثال , موفقیت‌ها را به مهارت خویش و شکست‌ها را به بد‌شانسی نسبت می دهند . اینها صرفا نمونه‌های یه خرده از رفتارهای نادرستی است

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *